حضرت قاسم - استاد محمد علی صالحه شوشتری ( مهدی آبادی )
افتاده ام به میدان ، در زیرِ سُمِّ اسبان ادرکنی ای عموجان، ادرکنی ای عموجان
***************
کی میشود بیایی ، گیری مرا به دامان ادرکنی ای عموجان، ادرکنی ای عموجان
***************
عمّو بیـا کنـارم این لحظه های آخر تا از زمین بگیری نعش مرا تو در بر
چون یاسمین زیبا ،شد قاسم تو پرپر سویم بیا شتابان، تا در تنم بُوَد جان، ادرکنی
***************
عمّو من آرزویی ، در دل دگر ندارم جز شوقِ دیدنِ تو ، شوری به سر ندارم
از دوریِ تو اینک ،جز چشمِ تَر ندارم در حسرتِ نگاهت، شد عمرِ من به پایان، ادرکنی
***************
عمّو بیا که دشمن ، بنشسته در بَرِ من خنجر گرفته در کف ، خواهد بُرَد سرِ من
ترسم کِشد به محشر ، دیدارِ آخرِ من بر مَقتَلم گُذر کن، ای شاهِ تشنه کامان، ادرکنی
***************
بازآ دَمی کنارم ، زخمم فزون به تن بین پرپر تنِ عزیزت، چون لاله در چمن بین
در عشقِ تو فدایی، قربانیِ حَسن بین خورشیدِ آلِ طاها، در خون شده چه پنهان، ادرکنی
**************
عمّو بیا نظر کُن ، صدپاره پیکـرم را یکدم بِنِه به زانو، از خاک و خون سرم را
از مرگِ من خبر کُن ، غمدیده مادرم را بشکسته استخوانم ، زیرِ سُمِ ستوران، ادرکنی
***************
از کودکی عموجان، عشقت به جان خریدم مِهر و محبّتت را ، در سینه پروریدم
طعمِ خوشِ شهادت در راهِ تو چشیدم بَه بَه از این سرانجام، چون در رَهَت دهم جان، ادرکنی
***************
یا رب بـه آهِ قاسـم ، نورِ دلِ پیامبر فرما عنایتی بر، اهلِ عـزا به محشر
شد صالحه در این غم ، محزون و دیدهای تَر جانم شود فدایت ، ای سرورِ شهیدان، ادرکنی
***************
مختصري از زندگينامه هنری شاعر اهل بیت (ع) و محلي سراي شوشتر محمدعلي مهدی آبادی (صالحه)