حضرت علی اصغر - استاد محمد علی صالحه شوشتری ( مهدی آبادی )
رودم ، رودم ، پرپر تو مـزن بر سر دستم ای بود و نبودم، پرپر تو مزن بر سر دستم
*************
ای روشنــیِ مَـردُمـکِ دیــدۀ بـابـا شش ماهـۀ لب تشنـه ام ای لالـۀ زیبـا
شرمنـده ام از اینکـه به کـف آب ندارم دیگر منمـا گـریـه مسـوزان جگـرم را
هستیُّ و وجودم ، پرپر تو مزن بر سر دستم
*************
بگشـای دمـی دیده نگاهـی به پدر کن بر بی کسی و غربـت بـابـا تو نظـر کن
بگشای دمـی دیـده تـو ای تاب و توانم این شام سیـاهِ منِ دلخستـه سحـر کن
ای مُهرِ سجودم، پرپر تو مزن بر سر دستم
*************
افسوس که پژمردی به بُستان من ای گُل گردیده خزان ، بی تو گلستان من ای گل
دانـم کـه ز سـوزِ عطـش آرام نـداری بیتابی مکـن بر سرِ دستـانِ من ای گل
ای بود و نبودم، پرپر تو مزن بر سر دستم
*************
ای غنچۀ نشکفتـه ام آخر به چه تقصیر بنشستـه به حلقـومِ تو از راه جفـا تیر
نفریـنِ خـدا بـاد بر این قـومِ جفاجـو کز مرگِ تو زهرا به جنان گشته زمین گیر
سرچشمۀ جودم، پرپر تو مزن بر سر دستم
*************
ای طایرِ قُدسـی کـه زدی پـر ز بـر من رفتـی و شـد از دوری تو خـم کمـر من
بگشـای دَمی دیـده به حالـم نظری کن بنگـر که ز مرگ تو چـه آمـد به سر من
ای بود و نبودم ، پرپر تو مزن بر سر دستم
*************
بر من تو مبند چشم اَیا مرغِ خوش الحان بر من تو مبنـد چشـم گُلِ اَحمرِ بستان
بر من تو مبنـد چشم که بینی ز دَمِ تیغ بعد از تو چهـا میکنـم اَندر صفِ میدان
ای بر تو درودم ، پرپر تو مزن بر سر دستم
*************
یا رب به گُـلِ پـرپـرِ بستـان پیـامبـر بر اهـل عـزا کن نظـری در صف محشر
در سـوگ جگرسـوزِ عـزیـزِ دلِ زهـرا شد نوحه سـرا، صالحـه با قلـب پُـرآذر
رودم ، رودم ، پرپر تو مزن بر سر دستم
*************
مختصري از زندگينامه هنری شاعر اهل بیت (ع) و محلي سراي شوشتر محمدعلي مهدی آبادی (صالحه)