حضرت علی اکبر ( ع ) - استاد محمد علی صالحه شوشتری ( مهدی آبادی )
میان خیمه گـه چـرا ، قیامتی بپـا شده مگر علـیِّ اکبـرم ، ز مادرش جـدا شده
****************
بیا که تا دوباره من ، به بوسم آن جبینِ تو نظر کُنم به قامتِ ، رَسـا و دلنشیـنِ تو
نَهَـم رُخَـم بر آن رُخِ نکـویِ نازنیـنِ تو شرر زِ داغِ رفتنت ، به جان ماسِوا شده
****************
در این زمینِ پُر بلا ،چگونه از تو دل کنم اگر زِ من جدا شوی ، به سینه و به سر زنم
پس از تو اندر این جهان ، دگر چه جایِ ماندنم دلم زداغِ هجـرِ تو ، به غصّه مبتلا شده
****************
چه میشود اگر دمی ، کنارِ من تو جا کنی به یک نگاهی ای جوان ، تو دردِ من دوا کنی
دلِ شکستـۀ مـرا ، ز غصّـه ها رها کنی به بین چه شور و محشری، میان خیمه ها شده
****************
سکینـه از فراقِ تو لباسِ تیـره کرده بَر کنارِ زینبِ حزین، نشسته زار و نوحه گر
به خاکِ گرمِ تیره گون ، ز داغِ تو نهاده سر ز نالـه اش به صد نـوا، زمینِ نینوا شده
****************
برو صبا خبر رسان ، به من ز نزدِ اکبرم ز شبهِ رویِ مصطفا ، از آن مَـهِ مُنـوَّرم
که گوئیـا وصـال او ، نمیشـود مُیسَّرم مگر به خاک و خون تپان، شبیهِ مصطفا شده
****************
گُشا علی تو دیده گان ، که در برت رسیده ام نظر نما به قامتِ ، شکسته و خمیـده ام
ز ماتمت سرشکِ خون ، چکد ز اَبرِ دیده ام چرا تنت مثالِ گُل ، به بحرِ خون رها شده
****************
کنون به خیمه گه بَرَم ، چگونه پیکر تو را چگونـه در بغل کِشـم تنِ مطهّـرِ تو را
به من بگو چسان دهم ، جوابِ مادرِ تو را چگونه گویم اکبرت ، ز تیغِ کین فدا شده
****************
خدایِ مهربان من ، قسم به خونِ این جوان طوافِ کربلا نما ، نصیـبِ جمعِ شیعیان
ز دیده گان صالحه ، سرشکِ غم شده روان غمین و نوحه گر بر آن ، شبیهِ مصطفا شده
****************
مختصري از زندگينامه هنری شاعر اهل بیت (ع) و محلي سراي شوشتر محمدعلي مهدی آبادی (صالحه)