حضرت عباس - استاد محمد علی صالحه شوشتری ( مهدی آبادی )
ای علمـدارِ مـن ، میـرِ نـام آورم وارثِ مـرتضـی ، نـورِ چشمِ تَـرَم
********************
مـاهِ اُمُّ البنیـن ، ساقـیِ لشکـرم وارثِ مـرتضـی ، نـورِ چشمِ تَـرَم
********************
چون روی از بَرَم ، ای سپهـدارِ من ای چـراغِ شـبِ ، تیـره و تـارِ من
اشکِ غم بارد از چشمِ خونبـارِ من میر دشمنفکـن ، ای بلنداختـرم
********************
کودکان از عطش ، جمله در پیچ و تاب قلبِ لب تشنه گان ، سوزد از قحطِ آب
میرسد از حَـرَم ، ناله هـای رُبـاب گشته خونین جگـر، از غمِ اصغـرم
********************
جانبِ خیمه گـه ،لحظـه ای کُن نظر شد ز سوز عطش دختـرم ناله گـر
خیره بر راه تو ، مانده با چشمِ تَـر فکـر آبـی نمـا ، ساقـیِ لشکـرم
********************
نایـبِ حیـدر ای ، مَظهـرِ کردگـار در صفِ کربلا ، شیرِ دشمن شکـار
از فراقِ تو شـد ، قلبِ من بیقـرار گشتی از من جدا ، ماهِ خوش منظرم
********************
ای دریغـا که شـد پـاره پـاره تنت عاقبت شد جدا ، دستـم از دامنت
آه از آن لحظـه و گـاهِ جان دادنت دیده بگشـا ببین ، بیکس و یاورم
********************
حیف از آن بـازویِ حیدرآسـایِ تو حیف از آن قامت و حُسنِ زیبایِ تو
شد به خون غوطه ور ، قَدِّ رعنای تو گشتی صدپـاره تن ، ای گُلِ احمرم
********************
خیز از این تیره خاک ، ای امیرِ سپاه نالـۀ العطش ، بشنـو از خیمه گـاه
بی تـو گردیـده ام یکّـه و بی پنـاه من چسان نعش تو ، سویِ خیمه بَرَم
********************
در ره عشق تـو ، ای خدا کن نظـر از علمـدار خود ، کرده ام من گـذر
گشته زین ماجرا ، صالحه نوحه گـر ناله گـر از غمش ، تا صفِ محشـرم
********************
مختصري از زندگينامه هنری شاعر اهل بیت (ع) و محلي سراي شوشتر محمدعلي مهدی آبادی (صالحه)