امام حسین - استاد محمد علی صالحه شوشتری ( مهدی آبادی )
به سوی حرم کن نگاهی، بابا ، منم دخترِ بیقرارت صدایت زند بی پناهی، بابا ، منم دخترِ بیقرارت
*******************
بیـا بابِ مـن ای مـرا نـورِ دیـده به بین بر عیالت چه ظلمی رسیده
بیـا بیـن میـانِ حـرم، عمّه زینب شـده قامتش، از فراقـت خمیـده
نماندَش به جز اشک و آهی، بابا ، منم دخترِ بیقرارت
*******************
چو فریـادِ بـی یـاریِ تـو شنیـدم پرستـو صفت سویِ تو پر کشیدم
دوصد لعن و نفرین بر این قومِ ناپاک کز آنها چه ظلمی که دیدیُّ و دیدم
مشو از کنارم تو راهی، بابا، منم دخترِ بیقرارت
*******************
چو عازم شوی از حرم سوی میدان شَـوَم از فراقِ تو با چشـمِ گریـان
مرو چون ندارم به جز تـو امیـدی نخواهم دگر از تو آب ای پدرجان
مرا یاور و تکیه گاهی، بابا، منم دخترِ بیقرارت
*******************
به خون گرچـه خفتـه تنِ اکبر تو فتـاده ز تـن، دسـت نـام آور تـو
مخور غم که بهـرت نمانده علمدار علمـدارت اینک بُـوَد دختـر تـو
مگو بیکس و بی سپاهی، بابا، منم دخترِ بیقرارت
*******************
ز پیشم چو رفتی شوم من سیه پوش به گیرم غمِ دوریت را در آغـوش
مرو از کنـارم که منـزل به منـزل چگونه کِشم بارِ هجـرِ تو بر دوش
تو کز حالِ زارم گواهی، بابا، منم دخترِ بیقرارت
*******************
بیا تا گُـلِ چهـره ات را بـه بُوسـم به بویـم تـو را و سراپـا به بُوسـم
بیا تا دَمی اندر این دشتِ سـوزان گلـویِ تـو را جایِ زهـرا به بوسم
چرا خفته در قتله گاهی، بابا، منم دخترِ بیقرارت
*******************
چرا جسم پاکِ تو در خون تپان است چرا رأسِ ماهت به رأسِ سنان است
چـرا از سکینـه چنین دل بریدی بیا بین که آهم سویِ آسمان است
مگر دیدی از من گناهی، بابا، منم دخترِ بیقرارت
*******************
الهــا بـر آن آهِ دُخـتِ پیـامبـر به فریادِ ما رَس تو در روزِ محشـر
کُند صالحه بر حسین نوحه خوانی به آه و به افغـان و بـا دیده ای تـر
بر این سینه زنها گواهی، بابا، منم دخترِ بیقرارت
*******************
مختصري از زندگينامه هنری شاعر اهل بیت (ع) و محلي سراي شوشتر محمدعلي مهدی آبادی (صالحه)